|
علوم
|
|
|
|
|||||
مقدمهخورشید زمین را گرم و روشن میکند. گیاهان و جانوران نیز انرژی خورشیدی را لازم دارند تا زنده بمانند. اگر خورشید نبود یا از زمین خیلی دورتر بود و گرمای کمتر به ما میرسید، سطح زمین خیلی سرد و تاریک میشد و هیچ موجودی نمیتوانست روی آن زندگی کند. همه ما به انرژی نیاز داریم، انرژی مانند نیرویی نامرئی در بدن ما وجود دارد و آن را بکار میاندازد. اگر انرژی به بدن نرسد، توانایی انجام کار را از دست میدهیم و پس از مدتی میمیریم.ما انرژی را از غذایی که میخوریم یدست میآوریم. با هر حرکت و کاری که انجام میدهیم، بخشی از انرژی موجود در بدن صرف میشود. حتی برای خواندن این مطلب هم مقداری انرژی لازم است. برای همین باید هر روز غذاهای کافی و مناسبی را بخوریم. گیاهان و جانوران نیز برای زنده ماندن و رشد و حرکت ، به انرژی نیاز دارند، که منشأ همه اینها از خورشید میباشد.
انسانهای اولیه و انرژی خورشیدیانسان از زمانهای دور از نور و گرمای خورشید استفاده میکرده است. هزاران سال قبل ، انسانهای نخستین آموختند که چگونه پوست حیوانات و گیاهان خوردنی را زیر نور خورشید خشک کنند. آنها کم کم فهمیدند که اگر غار محل زندگیشان رو به آفتاب باشد، در ماههای سرد زمستان گرم میماند. اکنون نیز مردم خانههای خود را رو به آفتاب میسازند تا از نور و گرمای آن استفاده کنند. در سراسر دنیا کشاورزان میدانند که محصولات در شیبهای آفتابگیر بهتر رشد میکنند. آنها محصولات کشاورزی و گوشتهای مختلف را زیر نور خورشید خشک میکنند تا فاسد نشوند.کاربردهای انرژی خورشیدیحدود 300 سال قبل، یک دانشمند سوئیسی آب گرمکنی ساخت که با استفاده از انرژی خورشید آب را گرم میکرد. این آب گرمکن ، جعبهای چوبی بود که در شیشهای و کف سیاه و تیره داشت. قسمت سیاه ، گرمای خورشید را میگرفت و آب را گرم میکرد و دمای آن را به حدود 88 درجه سانتیگراد میرساند. حدود دویست سال قبل نیز در فرانسه از پرتوهای خورشید برای جوش آوردن آب یک دیگ بخار استفاده شد. بخار دیگ ، یک دستگاه چاپ را به کار میانداخت. از این دستگاه برای چاپ روزنامه استفاده میکردند.انرژی که از خورشید بدست میآید، نیروی خورشیدی نامیده میشود. با استفاده از باتری خورشیدی میتوان این انرژی را جمع آوری و ذخیره کرد. باتریهای کوچک با سیمهای ظریف پوشانده شدهاند. این سیمها برق تولید شده بوسیله نور خورشید را میگیرند و به دستگاه مورد نظر میرسانند. از باتریهای خورشیدی برای بکار انداختن دستگاههای کوچکی مثل ساعت و ماشین حساب استفاده میشود. در جاهای دور افتادهای که برق وجود ندارد و آفتاب نیز درخشان است، با استفاده از تعداد زیادی باتری خورشیدی میتوان وسیلههای بزرگتری مثل تلویزیون را روشن کرد. مشکلات استفاده از انرژی خورشیدیدستگاههای برقی بزرگ را نمیتوان به راحتی با نیروی خورشید روشن کرد، این دستگاهها برق زیادی مصرف میکنند که برای تولید آن باید تعداد زیادی باتری خورشیدی را بکار گرفت. علاوه بر آن برای قراردادن باتریها در هوای باز و رو به خورشید ، بام یا زمین بزرگی لازم است. مشکل دیگر آن است که خورشید همیشه نمیتابد. مثلا با غروب خورشید شب از راه میرسد و در زمستان نیز خیلی وقتها خورشید پشت ابرهایی که آسمان را میپوشانند پنهان میشود. در این زمانها ، انسان انرژی خورشید را بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد، زیرا هوا سرد است. پس باید راههایی بیابیم و انرژی خورشید را برای چنین وقتهایی ذخیره کنیم.
انرژی خورشیدی و مسائل زیست محیطینیروی خورشیدی از طبیعت سرچشمه میگیرد و چون انسان در تولید آن دخالتی ندارد، آلودگی ایجاد نمیکند. اما ساختن باتریها و جمع آورهای خورشیدی که انرژی نور خورشید را میگیرند و به برق تبدیل میکنند، پر هزینه و گران است. از سوی دیگر ، همان طور که قبلا گفتیم، جمع آورهای خورشیدی جای زیادی میگیرند و مثلا اگر بخواهیم برق شهری را با استفاده از انرژی خورشید تولید کنیم، به زمینی بزرگتر از خود آن شهر نیاز داریم. سوختهای فسیلی روز به روز کمتر میشود و قیمت آنها بالاتر میرود. به این ترتیب روزی میرسد که انسان ناچار است بجای این سوختها را با انواع دیگر انرژی پر کند.ابزارهای مورد استفادهبرای استقاده از انرژی خورشید فکرهای زیادی کردهاند که یکی از آنها ساختن دودکشهای خورشیدی است. این دودکشها در وسط یک سقف پلاستیکی بزرگ قرار میگیرند. نور خورشید از پلاستیک شفاف میگذرند و هوای زیر آن را گرم میکند. هوا وقتی گرم میشود، بالا میرود. به این ترتیب ، هوای گرم از راه دودکش بالا میرود و توربینی را بکار میاندازد و برق تولید میشود.زیر سقف پلاستیکی این دودکشها میتوان گیاهان مختلف پرورش داد، چون شرایط آن کاملا شبیه گلخانه است. وقتی نور خورشید از پنجره به درون اتاق میتابد، هوای آن را گرم می کند. بعضی از خانههای جدید دیواری شیشهای دارند که پشت آن دیوار دیگری از یک ماده سیاه رنگ قرار گرفته است. رنگ سیاه بخش زیادی از گرمای خورشید را میگیرد و خانه را برای چند ساعت گرم نگه میدارد.
در جاهایی که آب و هوای سرد دارند، خانهها را رو به آفتاب میسازند تا نور خورشید به درون خانه بتابد و آن را گرم کند. با پوشاندن دیوارها و سقفها بوسیله مادهای مخصوص که عایق نامیده میشود و همچنین با دو جداره یا دو لایه کردن پنجرهها میتوان از خروج این گرما جلوگیری کرد. در کشورهای پر آفتاب ، مردم معمولا از نور خورشید برای گرم کردن آب خانههایشان استفاده میکنند. آنها صفحههای خورشیدی را روی بام خانههایشان میگذارند. این صفحهها ، در طول روز ، انرژی خورشیدی را میگیرند. حرارت جذب شده ، آب مخزنها یا لولههایی را که با صفحههای خورشیدی تماس دارند گرم میکند. مخزن آب گرم را با ماده عایق میپوشانند تا گرمایش هدر نرود و شب که خورشید غروب میکند و هوا سرد میشود، بتوان از آن استفاده کرد. جمع آورهای گرما انواع دیگری نیز دارند. بعضی از آنها برق وگود یا بشقابی شکل هستند. انحنا یا گودی جمع آور باعث میشود که پرتوهای خورشید به شکل یک باریکه پر قدرت منعکس شوند و بر لولههای آب بتابند. به این ترتیب انرژی خورشید ، آب درون لولهها را گرم میکند. گروهی از مردم در جاهای مختلف دنیا از منعکس کنندههای بشقابی برای پختن و یا جوش آوردن آب استفاده میکنند. در نوع دیگری از جمع آورها از آینههای تخت استفاده میشود. گاهی اوقات صدها یا حتی هزارها آینه تخت را کنار هم میگذارند تا انرژی خورشید را از منطقه بزرگی جمع آوری کنند و بر سطحی کوچک بتابانند. در اینجا از گرما برای تبدیل آب به بخار و تولید برق استفاده میشود. مباحث مرتبط با انرژی خورشید |
||||||
|
||||||
|
|
|
||||
|
در مناطق ساحلی هنگام روز نسیمی از سمت دریا به ساحل ودر شب نسیمی از سمت ساحل به دریا می وزد ?
در هنگام روز خشکی نسبت به آب زود تر گرم شده پس هوای روی خشکی گرم شده و به سمت بال می رود در نتیجه هوای سطح دریا جای آن را می گیرد پس هوا از سمت دریا به سمت ساحل حرکت می کند در هنگام شب چون آب دیر تر سرد می شود پس شب آب گرمتر از خشکی است در نتیجه دمای سطح آب بالا رفته و هوای ساحل به سمت دریا حرکت کرده تا جای آن را بگیرد |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1- در دوره ی هخامنشیان ایرانیان چگونه پیام های خود را ارسال می كردند ؟
2- قبیله های سرخ پوست در آمریكا چگونه پیام رسانی می كردند ؟ 3- دریا نوردان قدیم چگونه از یك كشتی به كشتی دیگر پیام می فرستادند؟
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||
دید کلیدر مکانیک کلاسیک و ترمودینامیک تلاش ما بر این است که کوتاهترین وجمع و جورترین معادلات یا قوانین را که یک موضع را تا حد امکان به طور کامل تعریف میکنند معرفی کنیم. در مکانیک به قوانین حرکت نیوتن و قوانین وابسته به آنها ، مانند قانون گرانش نیوتن، و در ترمودینامیک به سه قانون اساسی ترمودینامیک رسیدیم. در مورد الکترومغناطیس ، معادلات ماکسول به عنوان مبنا تعریف میشود. به عبارت دیگر میتوان گفت که معادلات ماکسول توصیف کاملی از الکترومغناطیس به دست میدهد و علاوه برآن اپتیک را به صورت جزء مکمل الکترومغناطیس پایه گذاری میکند. به ویژه این معادلات به ما امکان خواهد داد تا ثابت کنیم که سرعت نور در فضای آزاد طبق رابطه (C=1/√μ0 ε0) به کمیتهای صرفا الکتریکی و مغناطیسی مربوط میشود. تعریف فیزیک امواج الکترومغناطیسی
گستره فیزیک امواج الکترومغناطیسیفیزیک امواج الکترومغناطیسی از طولانیترین موج رادیویی ، با طول موجهای معادل چندین کیلومتر ، شروع شده پس از گذر از موج رادیویی متوسط و کوتاه تا نواحی کهموج ، فروسرخ و مرئی امتداد مییابد. بعد از ناحیه مرئی فرابنفش قرار دارد که خود منتهی به نواحی اشعه ایکس ، اشعه گاما و پرتوی کیهانی میشود. نموداری از این طیف که در آن نواحی قراردادی طیفی نشان داده میشوند در شکل آمده است که این تقسیم بندیها جز برای ناحیه دقیقا تعریف شده مرئی لزوما اختیاریاند.
یکاهای معروف فیزیک امواج الکترومغناطیسی
طیف نمایی و فیزیک امواج الکترومغناطیسی
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|
|
||||
|
فرو صوت و فراصوت
![]() اصواتی با بسامدهای زیر به عنوان فرو صوت شناخته میشوند. در مقابل اصواتی با بسامدهای بالاتر از به عنوان فراصوت نامیده میشوند. با این حال گوش انسان توان شنیدن چنین اصواتی را ندارد. برخی حیوانات توان شنیدن فروصوت و فراصوت را دارند. ![]() کرگدنها با اصواتی به بسامد با یکدیگر صحبت میکنند. در حالی که خفّاشها با اصوات شکار خود را شناسایی و جهت یابی میکنند. در تصویر زیر محدوده بسامد صدای انسان، موش، خفّاش، فیل، پروانه و زلزله آمدهاست. بسامد یک ویژگی فیزیکی صوت است زیرا بهکمک لوازم الکترونیکی میتوان آن را اندازه گرفت. در مقابل، بسامد در گوش ما به عنوان یک اثر کیفی است به طوری که با آن زیر و یا بمی صدا را تشخیص میدهیم. یک صدای خالص با بسامد کم به عنوان صدای بم و صدای دیگر با بسامد زیاد به عنوان صدای زیر شنیده میشود. پیانو معمولاً صدای زیر درست میکند در حالی که طبل صدای بم تولید میکند. چه حيواناتي قادر به شنيدن امواج فراصوت و فروصوتهستند؟حيوانات از از صوتها چه استفاده هايي مي كنند؟فرو صوت : برخي حيوانات نيزاز قبيل فيلها ؛ نهنگها ،دلفينها و خفاشها از اين اصوات براي برقراري ارتباطاتراه دور استفاده مي کنند. فراصوتهاموشها : وقتى حرف آواز خواندنبه ميان مى آيد معمولاً آواز پرندگان، نهنگ ها و آدم ها بيش از همه جلب توجه مىكند. اما پژوهش جديدى نشان مى دهد كه موش ها را هم بايستى در همان حد و اندازه هابه اين فهرست افزود. اكنون مدتى است كه پژوهشگران مى دانند موش هاى نر هنگامى كه بانشانه هايى از موش هاى ماده در نزديكى خود مواجه مى شوند، آواهاى فراصوتى از خود سرمى دهند.تيموتى هولى ( Holy. T) زيست شناس و زونگ شنگ گيو (.Guo Z) برنامه سازكامپيوترى، هر دو از دانشگاه پزشكى دانشگاه واشينگتن در سنت لوئيس، براى نخستين باراين آوازها را با جزئياتشان مورد بررسى قرار دادند و موفق به كشف شگفت انگيزىشدند.اگرچه آوازهاى فراصوت موش ها براى گوش انسان قابل شنيدن نيست اما اينپژوهشگران با ضبط و سپس پائين آوردن ارتفاع صوت آواها تا چندين اكتاو توانستندپيچيدگى واقعى آنها را بشنوند.اين آواها از دو ويژگى مهم آوازها برخوردارند كهعبارتند از انواع چندگانه سيلاب ها و يك الگوى زمانمند منظم. علاوه بر اين هر موشآوازهاى مخصوص به خود دارد كه در مقايسه با آواهاى ساده حشرات و دوزيستان بسيارپيچيده ترند. اكنون فقط اين مانده كه ببينيم آيا اين آواها براى برقرارى ارتباط بينموش ها به كار گرفته مى شود يا خير. مطالب تکميلي از صوت و قدرت شنواييانسانها: محدوده فركانس قابل شنيدن براي انسان 20 تا 20000 هرتز ميباشد. محدوده فركانس گفتاري نيز مابين 300 تا 4000 هرتز است. اما گوش انسان نسبت به اصواتبا فركانسهاي 1000 تا 4000 هرتز حساسيت بيشتري دارد. به فركانس صوتي پايين تر از 20هرتز فروصوت و به فركانس هاي صوتي بالاتر از 20 هزارهرتز فراصوت اطلاق ميگردد. بااينكه فراصوت و فروصوت توسط انسان قابل شنيدن نميباشند، اما فردي كه در معرض آنهاقرار ميگيرد دچار احساس سرگيجه، تهوع و سردرد ميگردد. اصوات به انواع دايمي وپيوسته (بلندي ثابت است مثل صداي سيستم تهويه هوا)، نوساني (بلندي و يا فركانسمتغييراست مثل آژير)، منقطع (مثل زنگ تلفن) و انفجاري (مثل شليك گلوله) تقسيم بنديميگردند. سرعت صوت در هوا 345 متر در ثانيه، در آب 1500 متر در ثانيه و در فلزات 5000 متر در ثانيه ميباشد. سرعت صوت در هواي خشك از طريق فرمول V=331+0.6T محاسبهميگردد، كه در آن T حرارت به سانتي گراد ميباشد. هر قدر رطوبت هوا بيشتر باشد سرعتصوت نيز بيشتر است. كاهش قدرت شنوايي با عدم توانايي در تشخيص فركانسهاي بالا(صدايزنان و كودكان) آغاز ميشود. همچنين اين عارضه باعث نامفهوم گشتن اصوات نيز ميگردد. به همين خاطر چنانچه فركانسهاي بالا شنيده هم گردند، باز فرد ممكن است قادر به دركصحيح آنها نباشد. شدت و بلندي صدا با مقياس دسي بل(DECIBEL) اندازه گيريميشود. شدت صوت به بزرگي نوسانات در فشارهوا كه توسط امواج صوتي ايجاد ميگردند،اطلاق ميگردد. پايين ترين حد آن 0 دسي بل است كه آستانه شنوايي ناميده ميگردد. مقياس دسي بل لگاريتمي ميباشد. بطوري كه با افزايش هر 10 دسي بل، شدت سر و صدا 10برابر ميگردد. ادراك بلندي صدا نيز در انسان لگاريتمي است بطوري كه به ازاي هر 10دسي بل افزايش شدت، ادراك بلندي صدا نيز دو برابر ميگردد. بنابراين شدت 80 دسي بليك ميليون بار شديد تر از 20 دسي بل بوده و 64 بار بلندتر ميباشد. درغياب هرگونه شيبازتابنده، سطح موثر دسي بل به ميزان 6 دسي بل به ازاي 2 برابر شدن فاصله، كاهش مييابد. براي مثال شدت صداي 100 دسي بل در فاصله 10 متري، در فاصله 20 متري به 94 دسيبل و در فاصله 40 متري به 88 دسي بل كاهش مي يابد. به ازاي هر 3 دسي بل افزايش شدتصوت، ميزان فشاري كه به پرده صماخ گوش وارد ميشود، 2 برابر ميگردد. دو فاكتور شدتصوت و طول مدت قرارگيري در معرض منبع صدا در آسيب به شنوايي انسان موثر ميباشند. شدت صوت به ازاي دو برابر شدن فاصله از منبع صوت به ميزان 6 دسي بل كاهش مييايد. آونگ درحال نوسان به حركت هاي رفت و برگشتي، مثل حركت آونگ، حركت نوساني مي گويند. جسم در حال نوسان را نوسانگر مي گويند. دوره يا زمان يك نوسان: در حركت نوساني به مدت زماني كه طول مي كشد تا نوسانگر يك نوسان كامل انجام مي دهد، دوره مي گوييم. نكته 1: دوره ي نوسان آونگ ساده: زمان يك نوسان كامل در آونگ ساده بستگي به طول آونگ و شتاب جاذبه در محل دارد. نكته 2: دوره نوسان دستگاه وزنه – فنر دوره نوسان وزنه متصل به فنر به جرم وزنه وجنس فنر و ساختمان آن بستگي دارد. m= جرم وزنه k= ثابت فنر- ( به جنس فنر بستگي دارد ) توليد موج:
اگر سنگ كوچكي را در آب آرام استخر يا بركه اي بياندازد، در محل برخورد
سنگ با آب، دايره اي تشكيل مي شود كه شعاع آن به تدريج افزايش يابد، به
عبارت ديگر در سطح آب «تك موجي» تشكيل مي شود كه به صورت دايره به هم ي جهت
ها منتشر مي شود. اقسام موج: امواج را علاوه بر دو حالت كلي مكانيكي و الكترو مغناطيسي به دو نوع طولي و عرضي نيز طبقه بندي مي شوند. 1) امواج طولي: «موجي است كه راستاي نوسان ذره هاي محيط، موازي با راستاي انتشار موج، باشد.» اگر چند حلقه از فنري را متراكم كنيم و يكبار آن را رها سازيم، مشاهده خواهيم كرد كه اين حالت تراكم در طول فنر منتشر مي شود حلقه هاي متراكم فنر پس از آزاد شدن، در اثر نيروي برگرداننده اي كه ايجاد شده منبسط مي شوند و انبساط آن ها سبب متراكم شدن تعدادي از حلقه هاي بعدي مي شود. و اين تراكم و انبساط در طول فنر منتشر مي شود. راه تشخيص موج طولي: وقتي موج طولي در فنر منتشر مي شود، حلقه هاي فنر متناوبا به يكديگر نزديك و يا از يكديگر دور مي شوند وقتي به يكديگر نزديك مي شوند، حلقه هاي متراكم شده و وقتي از يكديگر دور مي شوند حلقه ها انبساط پيدا مي كنندو «موج ها ي طولي در فنر با همين تراكم و انبساط ها قابل تشخيص است.» 2) امواج عرضي: «موجي است كه در آن امتداد ارتعاش و امتداد انتشار عمود باشد.» يك طرف ريسمان يا فنر بلندي را به ديوار مي بنديم و طرف ديگر آن را به دست مي گيريم، به طوريكه ريسمان افقي قرار گيرد اگر انتهاي ريسمان را با يك تكان سريع كمي به بالا و پايين وضع تعادل به حركت در آوريم، يك تك موج در طول ريسمان منتشر مي شود، به طوريكه هر نقطه از ريسمان پس از دريافت موج به بالا و پايين حركت مي كند. راه تشخيص موج عرضي: موج عرضي در طناب يا فنر با قله ها و دره هاي ايجاد شده قابل تشخيص است. توجه: امواج عرضي نمي توانند در گازها و مايعات منتشر شوند. چشمه ي موج: به جسمي كه در يك محيط موج ايجاد مي كند، يك چشمه ي موج مي گويند(مانند ديايازون) جابه جايي موج در يك محيط را انتشار موج مي گويند. وقتي موج در يك محيط مثلا سطح آب يا در طول فنر منتشر مي شود،به هر ذره از محيط كه مي رسد آن ذره را وادار به حركت نوساني مي كند، بدون آن كه ذره همراه موج از جايي به جاي ديگر منتقل شود. ويژگي هاي موج: هر موج داراي چهار ويژگي است: 1- سرعت انتشار: موج در هر محيط با سرعت معيني منتشر مي شود. سرعت انتشار در يك محيط به جنس و حالت محيط و شرايط فيزيكي آن بستگي دارد.
![]()
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عدسیها همانند آینهها دارای تصاویر حقیقی و مجازی هستند، این تصاویر از پرتو های همگرا شونده و واگرا شونده بازتابی ایجاد میشود. بر خلاف آینهها در عدسیها عبور نور نیز مطرح است و تصاویر ممکن است در پشت و جلوی عدسی شکل گیرد. عدسیهایی که ضخامت قسمتهای کناریش بزرگتر باشد، پرتو های موازی را همگرا میکند و عدسی محدب نام دارد، که دارای فاصله کانونی مثبت میباشد. بر خلاف آینهها دارای دو کانون در فضاهای جلو و پشت عدسی میباشند ، عدسیهایی که ضخامت قسمت محوری آنها کمتر از ضخامت قسمت کناری باشد، پرتوهای موازی را از هم باز میکنند و دارای فاصله کانونی منفی هستند و عدسی مقعر نام دارند، که اینها نیز دارای دو کانونی در فضای جسم و تصویر هستند.
انواع عدسی عدسی محدب (کوژ) عدسیهایی که نور را همگرا میکنند و جهت تصویر سازی حقیقی و نیز همگرا نمودن پرتوهای تابشی از نقاط دور مانند پرتوهای ستارگان مورد استفاده قرار میگیرند.
عدسی مقعر (کاو) این عدسیها نور را واگرا می کنند و جهت واگرا نمودن نورها و اصلاح برخی سیستمها که نیاز به واگرایی نور را دارد از جمله چشم مورد استفاده واقع میشوند.
قواعد نحوه رسم پرتو در عدسیها اکثر قواعد همانند آینههاست و در حالت کلی عمدهترین آنها که پرتو های خاصی را شامل میشود عبارتند از: 1. پرتوی موازی با محور نوری بعد از برخورد به عدسی و عبور از آن ، از نقطه کانون میگذرد که فاصله آن از رأس عدسی f است. 2. پرتوهای عبوری از کانون عدسی بعد از شکست در آن به موازات محور نوری خواهد بود. 3. پرتو نوری عبوری از رأس عدسی بدون شکست از آن رد میشود. 4. همواره شیئی نوری در سمت چپ عدسی قرار داده میشود و نور از چپ به راست بر عدسی میتابد و در عدسیها بر عکس آینهها ردیابی پرتویی (ترسیم پرتو) برای نور عبوری (شکستی) صورت میگیرد. 5. فضای سمت چپ عدسی فضای جسم و فضای سمت راست عدسی فضای تصویر میباشد که جسم موجود در سمت چپ (فضای جسم) را جسم حقیقی و جسم موجود در سمت راست (فضای تصویر) را جسم مجازی گویند. که وجود خارجی ندارد و نیز تصویر در فضای تصویر حقیقی و تصویر در فضای جسم مجازی میباشد.
عدسیهای مرکب 1. عدسی کوژ - تخت: آنچنان عدسی است که یک طرف آن کوژ و یک طرف آن تخت میباشد. 2. عدسی دو کوژ: آنچنان عدسی است که هر دو طرف آن کوژ میباشد. 3. عدسی هلالی (محدب): آنچنان عدسی است که یک یک طرف آن کوژ و طرف دیگرش کاو باشد. 4. عدسی تخت - کاو: آنچنان عدسی است که یک طرف آن کاو و طرف دیگرش تخت باشد. 5. عدسی دو کاو: آنچنان عدسی است که هر دو طرف آن کاو باشد. 6. عدسی هلالی (مقعر): آنچنان عدسی است که یک طرف آن کوژ و طرف دیگرش کاو باشد. دستگاههای نوری شامل عدسیها اکثر دستگاههای نوری شامل دو نوع عدسی میباشند که یکی را که نور اول بر آن میتابد و در ورودی دستگاه کار گذاشته میشود عدسی شیئی و دومی را که در خروجی دستگاه قرار دارد و نور از آن خارج میشود عدسی چشمی گویند. از جمله از این دستگاهها میکروسکوپ نوری - زیر دریایی - میکروسکوپ پلاریزان - دوربینهای دو چشمی - دوربینها - انواع عینکها و ... را میتوان نام برد.
عیوب عدسیها عدسیها به لحاظ داشتن ضخامت زیاد و ناخالصیها دارای ابیراهیهایی هستند که در سیستم اعوجاج ایجاد میکنند و وضوح تصویر حاصل از دستگاه نوری را به هم میزنند. از جمله از این ابیراهیها عبارتند از: 1. ابیراهی رنگی: علاوه از بهم زدن وضوح و کیفیت تصویر رنگ آنرا هم بهم می زند و تا حدی آن را از حالت طبیعی خارج می کند که اینها هم به دو دسته ابیراهی رنگی طولی و عرضی تقسیم میشوند. 2. ابیراهی اعوجاج: تصویر هندسه واقعی خود را پیدا نمیکند و قسمتهای مختلف عدسی که دارای ضخامتهای متفاوتی است، در میزان انحراف پرتوهای تابشی به یک مقدار عمل نمیکند و انحراف یکنواخت نبوده و تصویراز وضوح میافتد، که این ابیراهی نیز به دو دسته اعوجاج بشکهای و اعوجاج بالشی تقسیم میشود. برخی ابیراهیهای دیگری مانند ابیراهی کروی که انحراف پرتو از کانون عدسی را سبب میشود، وجود دارند که بوسیله ساخت عدسیهای مرکب با هندسه ویژه این ابیراهیها اصلاح میشوند.
عدسیهای غیر کروی برخی دستگاههای اپتیکی به لحاظ محدودیت در طراحی و سایر محدودیتها و ماهیت دستگاه عدسیهای غیر کروی را لازم دارند که جهت ایفای نقش در ْآن سیستمها ساخته شده اند.
عدسی محدب هرگاه یک دسته پرتو را بصورت موازی بر سطح یک عدسی بتابانیم و پرتوها بعد از شکست و عبور از عدسی در طرف دیگر آن به همدیگر نزدیک شده یا به اصطلاح همگرا شوند، چنین را عدسی محدب یا همگرا میگویند.
مقدمه بارها ملاحظه کردهایم که بچهها با استفاده از یک ذره بین میتوانند آتش روشن کنند و یا پیر مردها برای خواندن قرآنهای با خطوط ریز از ذره بین استفاده میکنند. همه اینها نوعی عدسی محدب است. مثلا در مورد اول با استفاده از عدسی پرتوهای خورشید در یک نقطه روی کاغذ یا یک ماده قابل اشتغال متمرکز میگردند و به این طریق دمای این نقطه بالا رفته و لحظهای فرا میرسد که آن ماده یا کاغذ آتش میگیرد. بنابراین میتوان گفت که خصوصیت بارز این نوع عدسیها همگرا کردن یا جمع نمودن پرتوها در یک نقطه است. در عدسیهای همگرا ، لبهها نازک تر از وسط آن هستند و بطور معمول برای کاربردهای مختلف به شکلهای گوناگون دو کوژ ، کوژ تخت و هلالی همگرا ساخته میشوند.
ویژگیهای عدسیهای محدب محور اصلی در حالت کلی عدسی از دو سطح کروی تشکیل شده است که هر کدام از این سطوح قسمتی از سطح یک کره کامل است. خطی که مراکز این کرهها را به یکدیگر وصل میکند، محور اصلی نام دارد. نقطه میانی عدسی را که روی محور اصلی قرار دارد، مرکز نوری میگویند. اگر بوسیله چراغ یا هر وسیله دیگری یک پرتو نوری را بر مرکز نوری عدسی بتابانیم، ملاحظه میکنیم که پرتو بدون انحراف از مسیر اولیه، از طرف دیگر عدسی خارج میشود.
کانون عدسی محدب هرگاه یک دسته پرتو موازی با محور اصلی بر سطح عدسی بتابانیم، پرتوها بعد از شکست در عدسی و عبور از آن در طرف دیگر ، در یک نقطه روی محور اصلی همدیگر را قطع میکنند. این نقطه را کانون عدسی محدب میگویند. بدیهی است که عدسی باید دارای دو کانون باشد. چون از هر دو طرف میتوان پرتوها را بر سطح آن تابانید. فاصله این نقطهها از عدسی را فاصله کانونی عدسی گویند. در عدسیهای محدب فاصله کانونی را مثبت فرض میکنند. تشکیل تصویر در عدسیهای محدب فرض کنید یک عدد شمع روشن بصورت عمود بر محور اصلی و به فاصله معین P از آن قرار دارد. حال اگر از انتهای شمع خطی را بصورت موازی با محور اصلی عدسی بر سطح آن رسم کنیم، این خط با فرض اینکه بیانگر یک پرتو نوری است، باید بعد از عبور از عدسی در طرف دیگر ، از کانون بگذرد. حال خط دوم یا پرتو دوم را بر مرکز نوری عدسی میتابانیم. بدیهی است که این پرتو ، پرتو اولیه را در یک نقطه قطع میکند. حال اگر از این نقطه عمودی بر سطح محور اصلی رسم کنیم، خط حاصل بیانگر تصویر شمع در عدسی محدب خواهد بود.
خصوصیات تصویر در عدسیهای محدب 1. از آنجا در این نوع از عدسیها تصویر ، از پرتوهای شکسته شده ، و در طرف دیگر آن تشکیل میشود، لذا تصویر آن مجازی خواهد بود. بدیهی است که اگر جسم در فاصله بین کانون و عدسی قرار گیرد، در این صورت تصویر حاصل مجازی خواهد بود. بنابراین برای داشتن تصویر حقیقی باید جسم در فاصله بزرگتر از فاصله کانون قرار داشته باشد. 2. اگر جسم در روی کانون قرار گیرد، در اینصورت پرتوهای شکسته شده همدیگر را در هیچ نقطهای قطع نمیکنند. لذا اصطلاحا گفته میشود که تصویر در بینهایت تشکیل میگردد. بدیهی است که اگر جسم در بینهایت فرض شود، تصویر آن روی کانون خواهد بود. 3. اگر جسم در فاصله کوچکتر از فاصله کانونی قرار داشته باشد، تصویر جسم علاوه بر مجازی بودن مستقیم نیز خواهد بود. اما اگر فاصله جسم از عدسی بزرگتر از فاصله کانونی باشد، در این صورت تصویر حقیقی بوده ولی وارونه خواهد شد. 4. اگر جسم در فاصله کوچکتر از فاصله کانونی باشد، در این صورت اندازه تصویر کوچکتر از خود جسم خواهد بود و لذا عدسی خاصیت ذره بینی نخواهد داشت. اما اگر فاصله جسم از عدسی بزرگتر از فاصله کانونی باشد، در این صورت اندازه تصویر بزرگتر خواهد بود و عدسی نقش ذره بین را خواهد داشت.
عدسی ضخیم از ترکیب دو دیوپتر کروی یا کروی _ تخت یک عدسی تشکیل میشود. اگر فاصله دو دیوپتر تشکیل دهنده عدسی قابل مقایسه با فواصل کانونی دیوپترها باشد، عدسی را عدسی ضخیم گوییم.
اطلاعات اولیه وقتی که نتوان ضخامت عدسی را در مقایسه با فاصله کانونی آن کوچک گرفت، در این صورت بعضی از روابطی که در مورد عدسیهای نازک بیان میشود، قابل استفاده نیستند. چنین عدسیهایی را عدسیهای ضخیم میگویند. این اصطلاح نه تنها درباره یک عدسی همگن شامل دو سطح کروی با جدایی نسبتا زیاد بکار میرود، بلکه هر گونه سطوح هم محور در نقش یک دستگاه واحد نیز عدسی ضخیم است. بنابراین ممکن است یک عدسی ضخیم از چند عدسی نازک که ممکن است با هم در تماس بوده یا از هم جدا باشند، درست شود.
مشخصات عدسی ضخیم محور اصلی محور اصلی ، خط مستقیمی است که رئوس و مراکز سطوح کروی طرفین عدسی ضخیم را به هم وصل میکند.
کانون عدسی اگر پرتوی به موازات محور اصلی بر عدسی بتابانیم، بعد از شکست و عبور از عدسیها ، خود پرتو یا امتداد آن هر جا که محور اصلی را قطع کند، آن نقطه را کانون عدسی میگویند. در حالتی که خود پرتوها بعد از خروج از عدسیها محور اصلی را قطع کنند، در این صورت کانون حقیقی است. در حالت دوم که امتداد پرتوهای خروجی محور اصلی را قطع کنند، کانون مجازی خواهد بود.
کانون شیئی و تصویری کانون شیئی نقطهای است بر روی محور اصلی که اگر نوری از آن نقطه بر مجموعه سطوح کروی بتابد، پرتو نور بعد از خروج از سیستم موازی محور اصلی خواهد بود. برای مشخص کردن این نقطه باید نوری از خروجی سیستم به موازات محور اصلی بر آن بتابانیم. با در نظر گرفتن این که در این حالت کانونها عوض شده (کانون شیئی ، تصویری شده) ، شکست پرتو را در مجموعه سطوح کروی تعقیب میکنیم تا نور از سیستم خارج شود. این نور خود یا امتدادش هر جا محور اصلی را قطع کند، این نقطه کانون شیئی حقیقی یا مجازی سیستم خواهد بود. اگر کانون در فضای شیئی عدسی قرارگیرد، آن را کانون شیئی میگویند، کانون در طرف دیگر کانون تصویری خواهد بود.
صفحات کانونی اگر صفحهای عمودی را در کانونهای شیئی و تصویری بر محور اصلی عدسی ضخیم رسم کنیم، صفحات کانونی آن عدسی تشکیل خواهند بود.
نقاط اصلی و صفحات اصلی اگر پرتوی را به موازات محور اصلی بر سطح عدسی بتابانیم، در این صورت پرتو نور بعد از شکست در داخل سیستم از طرف دیگر خارج میشود. حال اگر امتداد پرتو موازی با محور اصلی را در داخل سیستم ادامه دهیم، این خط امتداد پرتو خروجی را در نقطهای قطع میکند، در این نقطه صفحه عمودی بر محور اصلی عدسی رسم میکنیم که آن را صفحه اصلی تصویر میگویند. نقطه تقاطع این صفحه با محور اصلی را نقطه اصلی تصویر میگویند.
عدسی نازک به یک عدسی که از ترکیب دو دیوپتر حاصل میشود، زمانی عدسی نازک گفته میشود که فاصله دو دیوپتر تشکیل دهنده آن بسیار کوچک (تقریبا صفر) باشد. عدسی نازک را میتوان به صورت عدسیی تعریف کرد که ضخامت آن در مقایسه با فواصلی که به خواص نوری آن مربوط هستند، کوچک باشد. از جمله این فواصل نوری میتوان به شعاع انحنای سطوح کروی ، فواصل کانونی و فاصلههای مربوط به جسم و تصویر اشاره کرد.
ویژگیهای عدسی نازک عدسی نازک میتواند به صورتی ساخته شود که هر دو طرف آن محدب باشد و یا ممکن است طرفین آن مقعر باشند، ولی در هر دو حالت باید شرط گفته شده در تعریف این عدسی تحقق یافته باشد. در هر حال عدسی نازک دارای خصوصیات زیر است:
محور اصلی و مرکز عدسی محور اصلی خط مستقیمی است که از مرکز عدسی که مرکز نوری نامیده میشود، عبور میکند و بر سطوح کروی عمود است. هر سطحی از عدسی را میتوان به صورت قسمتی از سطح یک کره در نظر گرفت. بنابراین هر طرف عدسی دارای یک مرکز خواهد بود. این نقطه را با حرف C نشان داده و مرکز عدسی مینامند.
کانون عدسی هرگاه پرتوهایی موازی با محور اصلی بر روی سطح عدسی بتابد، این پرتوها در عدسیهای همگرا (محدب) بعد از شکست و گذر از عدسی در یک نقطه به هم میرسند و همگرا میشوند. این نقطه را کانون عدسی گویند. در عدسیهای واگرا (مقعر) نیز پرتوها بعد از شکست و عبور از عدسی از هم دور شده و واگرا میشوند. اما اگر امتدادهای اولیه این پرتوها را رسم کنیم، در یک نقطه به همدیگر میرسند که به این نقطه کانون میگویند.
تشکیل تصویر در عدسی نازک وقتی که جسمی را در یک طرف عدسی و دورتر از کانون قرار دهیم، تصویری از آن در طرف دیگر بدست میآید. چنانچه جسم به طرف کانون اول حرکت داده شود، تصویر از کانون دوم دور و بزرگتر خواهد شد و چنانچه جسم را از کانون اول دور کنیم، تصویر به کانون دوم نزدیک شده و اندازه آن کوچکتر میشود.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دید کلی
· آیا از خود پرسیدید که چرا وقتی چوبی را وارد آب استخر میکنیم از بیرون کج دیده میشود؟ · پرتوهایی که از یک عدسی میگذرد از مسیر اولیهاش منحرف میشود؟ · تیری را که از پشت شیشهای به یک نقطهای هدف گیری کنیم، به هدف نمیخورد؟ و .... شکست در سطوح تخت شکست نور در شیشه (تیغه نازک) را بررسی میکنیم: وقتی نور به شیشه میتابد چون طرفین آن هوا (یا محیطی) با جنس یکسان است. مثلا طرفین تیغه شیشهای هوا باشد در سطح اول مقداری منحرف میشود، این شکست اولیه یک جابجایی داخلی را برای این نور سبب میشود و در سطح دوم دوباره یک شکست دیگری پیدا کرده و امتداد اولیه خود را مییابد. پدیده شکست در مرز مشترک محیطها از قانون اسنل تبعیت میکند. (n1 sin (i) = n2 sin (r
شکست در سطوح کروی در سیستمهای نوری با اجزای نوری همچون آینهها ، عدسیها ، منشورها و ... قوانین اسنل مربوط به شکست و انعکاس مسیر پرتو را میدهد. اگر سطح کروی ما یک دیوپترهای کروی (سطح شکست کروی) باشد که دو محیط با جنسهای مختلف نوری را از هم جدا میکند باشد. مثلاً از یک ستارهای در بینهایت نور به یک دیوپتر کروی بتابد، هم در بی نهایت است. و پرتوهای تابش موازی هم میآیند و موازی محور اصلی دیوپتر به قسمتهای مختلف آن میخورند و بعد از شکست در دیوپتر خود یا امتدادهایشان از کانون دیوپتر عبور میکنند که محل تقاطع نقطه منفردی است و نیز شکست دو مرحلهای منشورها که طیف سالم و دقیق نور سفید را ایجاد میکنند.
شکست دو مرحلهای در تیغههای متوازی السطوح و کلا شیشههای (دیوپترهای) با ضخامت معین شکست در سطح اول و شکست در سطح دوم داریم. برای تیغه متوازی السطوح همانند شیشه نازک ساده فقط یک جابجایی داخلی برای پرتو اتفاق میافتد، امّا برای منشورها و غیره علاوه از جابجایی داخلی امتداد پرتو نیز عوض می شود دیو پتر های ضخیم نیز همین حالت را دارند. مباحث مرتبط با عنوان · آینه · اعوجاج · تداخل سنجی · دستگاههای نوری · دیوپتر کروی · ساختمان چشم · شیشه · عدسی · عینک · طیف سنجی · قوانین اسنل · مسافت یاب منشوری
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دید کلی · آیا تا به حال به چگونگی تشکیل رنگین کمان فکر کردهاید؟ · طیف رنگی نور تابشی بر بلورها از جمله سادهترینش خودکار شیشهای یا پلاستیک شفاف را دیدهاید؟ · هاله رنگی دور لامپ الکتریکی را در هوای مه آلود مشاهده نمودهاید؟ · لایههای رنگی موجود در سطح مایعات مخلوط از جمله نفت و آب و ... فهمیده اید و ماهیت فیزیکی اینها را لمس کرده اید؟
ماهیت منشور نوری که از شیشه منشور میگذرد، به لحاظ بستگی ضریب شکست به طول موج و یا پاشندگی مواد ، به رنگهای تشکیل دهنده آن تجزیه میشود (تجزیه نور سفید). مثلا نور سفید به طیف وسیع هفت رنگ خود تجزیه میگردد. بنابراین در بحث منشورها از پاشندگی نور میگذریم و منشورهایی را بررسی میکنیم که پاشنده نیستند، یعنی ضریب شکست آنها بستگی طول موجی ندارد، منشورهایی که میتوان از آنها در آرایش سطوح بازتابنده چندگانه استفاده کرد. مزیت منشور بر مجموعه چند آینه این است که منشورها پس از تعبیه شدن در سیستم ، سمتگیری طراحی شده را حفظ میکنند و نیازی به تنظیم در دستگاه نهایی را ندارند. به غیر از اینکه خود منشور به عنوان یک مجموعه کل تنظیم شده باشد. ساختار کلی · از آنجا که کلیه منشورها جهت بازتابیدگی به لایههای مواد فلزی و دی الکتریکها در سطح خود لازم ندارند، برعکس ، آینهها وقتی مورد استفاده قرار میگیرند، کارآیی آنها تقریبا بدون اتلاف تابش است. و تنها اتلاف ناشی از ناخالصی و ناهمواریهای سطح منشور و بازتابشهای فرنل مربوط میشود که ناچیزند. آنچه مهم است تنظیم دائمی سطوح بازتابنده و بازتابش داخلی کلی است، استفاده از این منشورها در بیشتر دستگاههای نوری توصیه میشود. · دو مانع عمده در کاربرد منشورها وجود دارد آنها هم هزینه و وزن آنهاست; اگر مساحت سطح مقطع ورودی و خروجی یک منشور خیلی بیشتر از 5 سانتیمتر مربع باشد، وزن آن قابل ملاحضه خواهد بود. همچنین هزینه ساخت و تولید یک تکه شیشه کلفت و صیقل دادن آن و تعبیه دقیق آن در جای مناسب قابل توجه خواهد بود، لذا در ابعاد سطح مقطعی بزرگتر از 5 سانتیمتر مربع استفاده از آینهها امتیاز بیشتری دارد و یا اینکه با تقریبی از منشورهای پلاستیکی شفاف استفاده میکنند. · در حالت کلی منشورهای باز تابش داخلی کلی و آینههای تخت به لحاظ کاربرد در سیستمهای مختلف با ملاحظه تمام پارامترهای طراحی دستگاه ، مکمل هم هستند. · باید بخاطر بسپاریم که در دستگاههای نوری کل یک منشور ظاهر نمیشود بلکه بعد از تنظیم منشور آن قسمتی از منشور که عمل میکند و در مسیر پرتوی ردیابی شده قرار میگیرد را نگه میداریم و سایر قسمتهای اضافی را جهت کاهش وزن و حجم میبریم و از دستگاه نوری خارج میکنیم. انواع منشورها و کاربردهای آنها منشور قائم الزاویه سطح مقطع این منشور ساده و از یک مثلث (درجه45 - 90 - 45) ساخته شده است. نوری که از یک وجه کوچک آن وارد میشود در وتر آن بازتابیده میشود و از وجه کوچک دیگر خارج میگردد، به شرطی که ضریب شکست منشور بزرگتر از مقدار 1.414 باشد یعنی (n1 > 1.414) که نور باز تابش داخلی کلی خواهد کرد که این هم یک مزیت دیگر منشور بر آینههاست. منشور پنج وجهی منشور پنج وجهی یک منشور انحراف ثابت است، بدین معنی که پرتوی ورودی را 90 منحرف میکند، بخاطر همین ویژگی به چنین منشوری گونیای اپتیکی میگویند. در تنظیم و طراحی سیستمهایی که دارای مسیرهای متقاطع پرتویی به اندازه 90 هستند، بسیار سودمند واقع میشوند. به سبب زاویه تابش کوچک نخستین بازتابش داخلی ، بازتابش داخلی کلی در اینجا صورت نمیگیرد. بنابراین سطوح بازتابنده یک منشور پنج وجهی باید با فیلمهای (پوششهای) بازتابنده پوشش یابند. منشور پورو
منشور دوه نوری که به موازات قاعده یک منشور وارد آن میشود در درجه اول به قاعده منشور شکسته میشود، در آنجا بازتابش داخلی کلی مییابد. سپس در وجه مقابل میشکند تا دوباره به نوری موازی با قاعده تبدیل شود، از آنجا که قسمت رأس منشور اثری بر پرتوهای بازتابیده از سطح قاعده ندارد، معمولا حذف میشود (برش داده میشود). آنچه باقی میماند یک منشور دوه نامیده میشود. محاسبه ضریب شکست منشورها ضریب شکست شیشه منشور به توسط رابطه زیر داده میشود: n = sin(A - Dm)/2 / sin(A + Dm)/2
مباحث مرتبط با عنوان · آزمایش تعیین زاویه مینیمم انحراف در منشور · آزمایش پاشندگی نور در منشور · بازتاب نور · پاشندگی نور مواد · تلسکوپ کپلری · تجزیه نور سفید · دستگاههای نوری · زاویه رأس منشور · مسافت یاب منشوری · منشور پلاستیکی · منشور قائم الزاویه · منشور پنج وجهی · منشور پورو
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
آب اکسیژنه
آب اکسیژنه یا هیدروژن پراکسید دارای خواص شیمیایی جالبی می باشد به دلیل آن که همان اندازه که عامل احیا کننده ی خوبیست، عامل اکسید کننده ی خوبی( اکسیدان) نیز می باشد. البته این شرایط هم در محلول های اسیدی و هم در محلول های قلیایی برقرار است. عدد اکسایش اکسیژن در هیدروژن پراکسید، 1- می باشد، بنابراین آب اکسیژنه می تواند به O2 که دارای عدد اکسایشی صفر است اکسید شود و یا به H2O و یا -OH که هر دو عدد اکسایشی شان 2- می باشد، نیز کاهش یابد. در کل، هیدروژن پراکسید یک عامل اکسید کننده ی قوی می باشد.
پایداری:
از نظر حرارتی، هیدروژن پراکسید با توجه به معادله ی زیر ناپایدار می باشد:
واکنش از چپ به راست یک فرآیند خود به خودیست که با کاهش انرژی همراه است. اما تجزیه ی هیدروژن پراکسید در دمای 250C و در غیاب کاتالیزور، کند صورت می گیرد. پلاتین، نقره، مس، کبالت، دی اکسید منگنز، آهن و غیره از جمله کاتالیزورهایی هستند که تجزیه ی آب اکسیژنه را سرعت می بخشند. البته برای این واکنش تثبیت کننده هایی مثل اسیدها، استانیلید، استانات ها و پیرو فسفات ها نیز وجود دارد. هیدروژن پراکسید در غلظت های بیشتر از 65 درصد، مخلوط های انفجاری قوی ای را با خیلی از ترکیبات آلی تشکیل می دهد. تا حتی در تماس با آن دسته از ترکیبات آلی نیز، عمل افروزش و یا احتراق صورت می گیرد.
اطلاعات بیشتر:
هیدروژن و اکسیژن به غیر از آب، اکسید دیگری را به نام هیدروژن پراکسید تشکیل می دهند که دارای فرمول مولکولی H2O2 می باشد. آب اکسیژنه در سال 1918 توسط تنارد ( Thenard ) کشف شد.
تنارد هیدروژن پراکسید را به صورت مقادیر ناچیز از واکنش نور خورشید بر روی آب دارای اکسیژن حل شده، بدست آورد. خواص شیمیایی H2O2 به طور گسترده متفاوت از خواص شیمیایی آب می باشد. در استفاده از آب اکسیژنه بایستی به خوبی دقت کنیم. تصاویر زیر اثر آب اکسیژنه ی غلیظ بر روی پوست را نشان می دهد.
خواص فیزیکی:
- انیدرید هیدروژن پراکسید یا هیدروژن پراکسید بی آب یک مایع شربتی بی رنگ است. در لایه های ضخیم تر دارای رنگ جزئی متمایل به آبی می باشد. هیدروژن پراکسید امتزاج پذیر و یا حل پذیر با آب در هر نسبتی می باشد. - H2O2 به راحتی در اثر گرما قبل از رسیدن به نقطه ی جوش ( bp ) تجزیه می شود. اما در کل تعیین نقطه ی جوش نرمال و یا طبیعی آن در فشار اتمسفری غیر ممکن است. نقطه ی جوش نرمال تخمین زده شده برای آن، 1520C و نقطه ی ذوب نیز 0.4oC- می باشد. آب اکسیژنه کریستال های منشوری را در دمای 20C- تشکیل می دهد. - آب اکسیژنه به عنوان یک اسید ضعیف در نظر گرفته می شود. اما با این حال، انیدرید H2O2 نمی تواند آبی لیتموس را قرمز کند.
کاربرد ها:- H2O2 به عنوان ضد عفونی کننده و ضد باکتری بی ضرر و نیز برای تمیز کردن جراحات و زخم ها مورد استفاده قرار می گیرد. - آب اکسیژنه به عنوان عامل سفید کننده برای لباس های ظریف و لطیف، پشمی، ابریشمی و خمیر چوب نیز استفاده می شود. - محلول غلیظ H2O2 به عنوان یک اکسیدان برای سوخت موشک ها نیز مورد استفاده قرار می گیرد. - به عنوان عامل اکسید کننده در آزمایشگاه نیز کاربرد دارد. جهت یادگیری بیشتر آزمایش زیر را انجام دهید. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
همه ما تا به حال چندین بار شاهد خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی بوده ایم. هنگامی که ماه حین حرکت خود به دور زمین به صورت مستقیم ما بین زمین و خورشید قرار می گیرد بر زمین سایه می اندازد و کسوف صورت می گیرد. توجه داشته باشید که این حالت تنها زمانی صورت می گیرد که ماه تازه طلوع کرده باشد، زیرا در آن هنگام ماده در این سوی زمین و رو به خورشید قرار گرفته است. در این صورت چرا هر وقت ماه طلوع می کند این حالت اتفاق نمی افتد؟! دلیل این امر آن است که مدار ماه به دور زمین با گردش زمین به دور خورشید در یک خط مساوی نیست. ماه در گردش 29 روزه خود به دور زمین گاهی اوقات بالا و گاهی اوقات زیر مدار زمین حرکت می کند. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
کسوف و خسوفخورشید گرفتگی (کسوف) زمانی رخ میدهد که ماه بین زمین و خورشید قرار گیرد، در این صورت سایه ماه روی زمین میافتد و ناحیهای از زمین که در سایه کامل ماه قرار میگیرد، کاملاً تاریک میشود.
![]() به این تاریکی که در سایه کامل قرار دارد کسوف کامل گفته میشود.
در ماه گرفتگی (خسوف) نیز زمین بین خورشید و ماه قرار میگیرد و سایه زمین روی ماه تشکیل میشود.
![]() همانطور که دیدید با مدل اشعه نوری توانستیم پدیده سایه و نیم سایه را توصیف کنیم. این مدل همچنین برای توصیف انعکاس نور در آینهها و شکست نور وقتی از یک محیط وارد محیط دیگر میشود بسیار مفید است. امّا برای توصیف بسیاری از پدیدههای نوری هیچ کاربردی ندارد. به عنوان مثال میتوان به دیدن طیف نور در یک
اشاره کرد که با مدل اشعه نوری نمیتوان آن را توصیف کرد. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مواد منفجره, به زبان ساده, موادي هستند که در صورت آغاز فرايند انفجار, با سرعت بالايي واکنش ميدهند و حجم زيادي گاز توليد ميکنند. بطور کلي, تعريف انفجار, يعني آزاد شدن مقدار زيادي گاز با سرعت و فشار بالا. اين آزاد شدن گاز به نوبه خود ميتواند باعث پرتاب شدن قطعات و اشياء اطراف و تبديل شدن آنها به ترکش شود. مواد منفجره انواع زيادي دارند (شيميايي, اتمي, پلاسما...). مواد منفجره شيميايي از دو جز اکسيد کننده, و سوخت تشکيل شده اند. هر ماده سوختي, در حرارت مناسب و در مجاورت اکسيژن آتش ميگيرد و شروع به سوختن ميکند. اما به دليل اينکه در هوا, اکسيژن به صورت خالص وجود ندارد, سوختن اين مواد به تدريج صورت ميگيرد. در مواد منفجره, در کنار سوخت, ماده اکسيد کننده اضافه ميشود. ماده اکسيد کننده, مثل پرمنگنات پتاسيم, در هنگام واکنش مقدار زيادي اکسيژن آزاد ميکند و اين اکسيژن با سوخت ترکيب شده و باعث واکنش ناگهاني کل سوخت ميشود و انفجار به وجود مي آيد. به ياد داشته باشيد که مواد منفجره براي واکنش نيازي به هوا ندارند و اکسيژن مورد نياز خود را از درون خود تامين ميکنند.
دو نوع ماده منفجره شيميايي وجود دارد : High Explosive يا مواد درجه بالا و Low Explosive يا مواد درجه پائين. مواد درجه بالا در صورت انفجار با سرعت زيادي تبديل به گاز ميشوند و شدت انفجار آنها بسيار زياد است. اما برعکس, مواد درجه پائين نسبتاً کند واکنش ميدهند. مثالهاي خوب ماده درجه بالا C-4 و ماده درجه پائين باروت است. مواد منفجره همچنين از نظر ميزان حساسيت با يکديگر تفاوت دارند. بعضي از اين مواد بقدري حساسند که حتي نشستن يک پشه روي آنها باعث انفجارشان ميشوند و در عوض بعضي از آنها تا 3000 درجه دما را تحمل ميکنند و منفجر نميشوند. مواد منفجره حساس را با احتياط زياد و در مقادير بسيار کم جابجا ميکنند و به همين دليل از آنها براي درست کردن چاشني استفاده ميکنند. چاشني (Detonator) وسيله اي است که به وسيله حرارت, ضربه يا شوکهاي الکتريکي منفجر ميشود و به نوبه خود باعث انفجار منفجره با حساسيت کمتر ميشود. يک بمب به صورت کلاسيک از اجزاي زير تشکيل ميشود : چاشني, ماده انفجاري ثانويه و پوشش. چاشني به وسيله مکانيسم دلخواه از قبيل فتيله, تايمر الکتريکي يا ساعتي منفجر ميشود و خود باعث انفجار ماده اصلي ميشود. اگر ماده منفجره بدون پوشش استفاده شود, شدت انفجار و تخريب آن زياد نخواهد بود و محوطه کوچکي را تخريب ميکند, به همين دليل بمبها را بايد درون پوششهاي فلزي مثل لوله هاي فلزي با قطرهاي مختلف قرار داد. ماده منفجره مقدار زيادي گاز آزاد ميکند و چون اين گاز راه فراري ندارد موجب تکه تکه شدن پوشش فلزي ميشود و قطعات ترکش با سرعت بالايي به اطراف پرتاب ميشوند و آسيب زيادي به اطراف ميزنند. زمان اختراع مواد منفجره تاکنون تلاش زیادی برای افزایش توان تخریبی و کشتار این سلاحها صورت پذیرفته. از جمله انتشار باکتری و میکروب های کشنده و یا مواد شیمیایی توسط انفجارهای ساده.
از جمله ژاپنی ها در جنگ دوم بر سر مردم چین کک های حاوی میکروب طاعون می انداختند. این کک ها در ظروف مخصوص ساکی به نحوه مخصوصی بسته بندی شده بودند! اما بمب کثیف در واقع منظور ترکیب کردن زباله های هسته ای مثلا پسماندهای نیروگاه اتمی با قدرت انفجاری یک بمب معمولی است. تصور کنید یک موشک میان برد بالستیک به جای ۸۰۰ کیلوگرم مواد انفجاری ۵۰۰ کیلوگرم حمل کند و ۲۰۰ کیلوگرم بقیه را زبالههای بسیار خطرناک اتمی که تشعشعات مرگبار دارند حمل کند. چنین انفجاری ضمن آنکه از نظر تکنولوژیکی بسیار ساده است ، بسیار میتواند مخرب باشد و یکی از کشنده ترین سلاحههای کشتار حمعی به حساب می آید. این خطر وجود دارد که این گونه تسلیحات توسط تروریستها و بر ضد امنیت جهانی بکار روند. هیچ کس نمیتواند بگوید که ابعاد چنین فاجعه ای تا کجا خواهد رفت. ![]() معرفی TNT
بدون فوت وقت ، به سراغ معرفی معروفترین و پرکاربرد ترین ماده انفجاری یعنی تی ان تی میروم. TNT تی ان تی مخفف - تری نیترو تولوئن - است. چگالی آن 1/63 میباشد و سرعت انفجار آن نیز 6950 متر بر ثانیه است. این ماده به خودی خود بی خطر است و حتی میتوان آن را بسادگی ذوب کرد و در ظرف ریخت. (در گرما حساسیت آن البته زیادتر میشود) در صورتی که آن را آتش بزنید بنرمی میسوزد اما در صورت استفاده از چاشنی (فیوز) منفجر شده و قدرت نخریب فراوانی را وارد میکند. قدرت تخریب آن در مجاورت مقدار کافی اکسیژن زیاد میشود. دقت کنید قدرت تخریب ناشی از آزاد شدن مقادیر زیاد گاز در زمان کوتاه است. اما برای جبران کمبود اکسیژن در دینامیت از نیترات آمونیم با نام تجاری آماتول استفاده میشود. تذکر : در این حالت این ماده بسیار خطرناک میباشد و بکاربردن آن نیازمند آموزش است. آماتول دارای 80 در صد نیترات آمونیم و 20 درصد تی ان تی است. اما تهیه تی ان تی که بسیار مورد علاقه شما بوده است. متیل بنزن با نام تجارتی تولوئن در سه مرحله در مجاورت اسید نیتریک (غلیظ) واکنش داده و تری نیترو تولوئن را میسازد. حلقه تولوئن در این حالت دارای سه شاخه NO2 و یک شاخه CH3 میشود استیلید نقره silver acetylid(double salt)
استیلید نقره یکی از مواد حساسی است که امروزه در برخی از چاشنی ها استفاده می گردد طریقه ساخت اینماده بسیار ساده است و هر کسی براحتی می تواند آن را بسازد. حساسیت این ماده از نیترید سرب یک مرتبه و از فولمینات جیوه دو مرتبه کمتر است ولی به هر حال در دسته بندی حساسیت مواد منفجره جزو مواد با حساسیت زیاد طبقه بندی می شود (حساسیتی که من آن را زیاد خوانده ام به این معنی است که این مواد به عوامل ضربه- اصطکاک و حرارت حساسند بطوریکه اگر به این مواد مقدار جزیی حرارت نزدیک شود سریعا منفجر می گردند و یا اگر روی سطح زبر یا ناهمواریی سر داده شوند و یا اگر ضربه ای حتی یک سنگ کوچک به آنها از فاصله ای کوتاه برخورد کند نیز منفجر می شوند( انفجار این مواد غیر قابل تصور است . این مواد بسیار سریع منفجر می شوند که از همین امر در تخریب و انهدام استفاده می کنند. سرعت انفجار استیلید نقره 3600 متر بر ثانیه است و بخاطر پایین بودن سرعت انفجار معمولا در چاشنی ها بمقدار زیاد استفاده نمی گردد.ولی برای بکار بردن در چاشنی هایی که ماده اصلی آنها در دسته بندی حساسیت متوسط و ضعیف است بسیار مناسب است(مانند rdx و petn و...) (استیلید مس نیز همانند استیلید نقره است با این توضیح که استیلید مس از حساسیت و قدرت کمتری برخوردار است) استیلید نقره را می توان همانند فولمینات جیوه از نخستین مواد اختراع شده در امر اختراع دانست ولی با گسترش فولمینات و اختراع مواد مفید دیگر از بکارگیری آن کاسته شد. |
|||||
|
|||||